بزودي از روزنامه نگاري طلاق مي گيرم. اشتباه کردم روزنامه نگار شدم. یک کتاب مجموعه داستان های طنز دارم به نام(ساکنان کاخ صورتی) که خوشبختانه اجازه چاپ نگرفته. کتاب دومم هم به نام(عابر است، بکشیدش) بعد از 14 ماه دوندگی برای دریافت مجوز نشر، ممنوع المجوز شد. از اواخر 84 وبلاگ نویسی را انتخاب کردم که از ننوشتن دیوانه نشوم و از خرداد 86 با تاسیس وبلاگی به نام خرچنگ قورباغه در بلاگفا نوشتن مجازی را شروع کردم. درست در 8 شهریور 88 تعهد داده ام و قرار شده وبلاگ هم ننویسم.
عشق به ایران باستان یا کسب مشروعیت از دست رفته
-
در خبرها آمده بود که سازمان میراث فرهنگی ایران قصد واکاوی مقبره کوروش، به
منظور یافتن جسد مومیایی شده کوروش پادشاه بزرگ هخامنشی را دارد. راستش هرچه
فکر کرد...
شیخ بهائی...
-
همه شب نماز خواندن،همه روز روزه رفتن
همه ساله از پی حج سفر حجاز کردن
زمدینه تا به کعبه سر وپابرهنه رفتن
دو لب از برای لبیک به گفته باز کردن
شب جمعه ها ن...
هفتي كه از دست رفت!
-
توقف برنامه «هفت» كه از آن به عنوان 90 سينمايي ياد ميشود، اتفاق خوشايندي
نيست، چرا كه سينماي ايران در شرايط بحرانزده اين روزها نياز به ابزارهايي
دارد ك...
به پرشین بلاگ خوش آمدید
-
بنام خدا
كاربر گرامي
با سلام و احترام
پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدر...
نخستين ياداشت دهخدا در نخستين شماره صور اسرافيل
-
از مقدمه كتاب: شادروان علامه علي اكبر دهخدا در سال 1257 در تهران به دنيا
آمد. پدرش مرحوم خان بابا از ملاكان متوسط قزوين بود كه پيش از تولد او به
تهران آمد...
دنياي بلندبالاي رفتگر
-
*يك ـ* وقتي متوجه شد رفتگر، صبح چه ساعتي از خواب بيدار ميشود و بعد با او
صحبت كرده بود جا خورده بود و تا ساعتها عين خوابگردها، وارفته و با ذهني
آشفته قدم...