یکشنبه ۳۰ اوت ۲۰۰۹

شنود با بلندگوی موبایل خاموش چطور ممکن است؟ مهندس ها بگویند

یکی از بدیهای من این است که هر حرف و ادعایی را -در باره هر موضوعی که باشد- زود قبول نمی کنم. حتما باید در باره حرفها و ادعاها اول خوب فکر کنم و شد و نشد ادعا را بسنجم و بعد با شناختی که از گوینده دارم کنار هم بگذارم و قضاوت کنم. یک ماه پیش ایمیلی برایم آمد که در آن چگونگی شنود از راه موبایل شرح داده شده بود. در آن ایمیل حتی ادعا شده بود که اگر موبایل شما خاموش هم باشد، با استفاده از سیستمهای پیشرفته جاسوسی که شرکت نوکیا و چینی های عزیز به ایران فروخته اند، می توانند بلندگوی موبایل را فعال کنند و بلندگو به میکروفون تبدیل می شود و صدای اطراف را منتقل می کند به کسی که قصد شنود دارد. جذابیت این ادعا در مرحله اول باعث می شود بلافاصله آن را پذیرفت اما من وقتی درباره آن خوب فکر کردم برایم سوالاتی ایجاد شد که چون جوابی برایش پیدا نکردم به نظرم رسید بعید است از این طریق بشود شنود کرد. مهمترین سوالم این است: بلندگو با برق باتری کار می کند. درحالتی که موبایل خاموش است بلندگو برای انتقال صدای اطراف یا همان شنود از چه برقی استفاده می کند؟ اگر از برق باتری استفاده می کند آیا مدارهای بورد گوشی هم فعال می شود؟ یعنی گوشی روشن می شود؟ اگر اینطور باشد به محض اینکه عملیات شنود فعال می شود با روشن شدن خودبخود گوشی می توان فهمید. اگر گوشی بر اثر عملیات شنود روشن نمی شود آیا به معنای این است که بلندگو مستقلا به باتری وصل است و یک سیستم مستقل ارسال امواج هم دارد ؟ این سوال شک مرا نسبت به برخی از خبرهای هیجان انگیز برانگیخته. شاید هم درست باشد اما به تحقیق نیاز دارد. دیروز در یکی از سایتهای فعال خبری هم این خبر ( http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=82603)را خواندم که بدون تحقیق از چارتا مهندس آن را منتشر کرده بود. گاهی انسان خبری را فورا می پذیرد چون در خبیث و خیلی نامرد دانستن دشمن یا مخالف کمترین شکی ندارد و هرچه درباره خباثت آن گفته شود بی قاعده و بی تامل می پذیرد. گاهی کمبود اطلاعات باعث می شود هر ادعایی را در باره خباثت دشمن بپذیریم و در هر صورت با دست خود، قدرت دشمن را بیش از آنچه هست برای خودمان بسازیم و بیش از آنچه باید، از آن بترسیم. برای مخالفان و دشمنان چه چیزی بهتر از این است که در باره قدرتش غلو شود و مردم هم بی چون و چرا بپذیرند و از آن بترسند؟ البت از رسانه ها انتظاری بیش از این می رود. رسانه ها امکان حقوقی تحقیق در باره درستی و نادرستی چنین خبرهایی را دارند و بهتر است پیش از انتشار هرچه در سایتها می بینند ابتدا تحقیق کنند. شاید هم رقبای اقتصادی از این روش برای محدود کردن رقیب و با هدف از چشم مشتری انداختن او چنین خبرهایی را منتشر می کنند. اگر این خبر درست نباشد یعنی شنود از راه بلندگوی موبایل خاموش ناممکن باشد، البت احتمالات برای کشف اهداف انتشار چنین اخباری زیاد است. یکی از اهداف می تواند این باشد که مردم از حرف زدن درباره مسائل سیاسی یا اظهارنظر پشت سر مدیران و مخصوصا انتشار اخبار به یکدیگر بترسند و دست بکشند با این ترس که بلندگوی گوشی آنها وسیله شنود است. پدری را می شناسم که استاد دانشگاه است و پسرش وقتی خردسال بود خیلی شیطونی می کرد. روزی پسر از پدر پرسیده بود که پدرجان! الاغ چرا الاغ شده و انسان نشده؟ پدر فرصت را غنیمت دانسته بود و گفته بود که الاغ اولش انسان بوده اما چون کار بد کرده و حرف پدرش را گوش نکرده تبدیل به الاغ شده. این داستان حکایت نیست بلکه واقعی است. پسرکه بدون چون و چرا حرف پدر را باور کرده بود پرسیده بود که حالا اگر پسری حرف پدرش را گوش نکرد و الاغ شد راه برگشتنش چیست؟ پدر گفته بود که اگر پدرش او را کتک بزند دوباره انسان می شود. از آن پس، هربار پسر کار بدی می کرد یا حرف پدرش را گوش نمی کرد بلافاصله از ترس الاغ شدن با گریه واصرار از پدرش تقاضا می کرد او را کتک بزند که الاغ نشود و اگر فرد غریبه ای در آنجا بود با دیدن این صحنه، خیلی تعجب می کرد که این چه داستانی است.پسر آن استاد دانشگاه همیشه یک پلیس و وجدان بیدار داشت که اگر کار بدی کند الاغ می شود و همین باعث شد پسر سربه راهی شود.

چهارشنبه ۲۶ اوت ۲۰۰۹

چه شود وقتی سعید حجاریان قیس بن مسحر می شود

1-اعترافات سعید حجاریان را که تو خبرگزاری ننه قمر خانوم(فارس) خواندم و بعد از افطار تو تلویزیون دیدم، خیلی خندیدم. تنها چیزی که نبود اعتراف. قرار بود حجاریان و غیره اعتراف کنند که کی و کجا از انگلیس پول گرفته اند تا انقلاب مخملی راه بیندازند و چگونه و با چه روشهایی. کو پس؟ این اعترافات که انگلیسش کم بود. یاد فیلم سفیر افتادم. تو فیلم سفیر فرستاده امام حسین را می آورند که در اجتماع عمومی به امام حسین و امام علی فحش بدهد. فرستاده، نامش قیس بن مسحر بود. قیس شروع کرد به سخنرانی و خیلی ماهرانه از امام حسین تجلیل کرد و به یزید و معاویه فحش داد و حاکم کوفه هم که نمی فهمید معنای واقعی حرفهای قیس چیست، کیف می کرد. حاکم کوفه آخر سخنرانی قیس متوجه شد که او دارد به یزید فحش می دهد و دستور داد گونی به سرش کشیدند و بردند و از بام عمارت پایینش انداختند. اعترافات حجاریان هم با این داستان قیس شباهت داشت مخصوصا قسمت سلطانیسم و حاکم پاتریمونیال.
2- سعید حجاریان موسس وزارت اطلاعات بود. یا از موسسان آن. من درست نمی دانم؛ آنهایی که می دانند مرا هم آگاه کنند که آیا در هیچ نظام سیاسی تا به حال شده فردی چنین موثر و با نفوذ را بیاورند تا به خیانت و ساده لوحی خودش اعتراف کند؟ این چه آدم ساده لوحی بوده که وزارت اطلاعات را تاسیس می کند و سالها محرم محرمانه ترین اطلاعات کشور بوده و حالا دنبال انقلاب مخملی افتاده؟ نکند بروبچز کنونی وزارت اطلاعات هم یکی دو سال دیگر قصد انقلاب مخملی کنند. ما فرض را بر این می گیریم که حجاریان و موسوی و خاتمی و کروبی و هاشمی و عطریانفر و بقیه -به قول خودشان دانه درشت ها- ضد نظام هستند و همگی به این نظام خیانت کرده اند. اگر کسی سوال کند که:" این چه نظامی است که کله گنده هایش و سوگلی هایش از آن سیر شده اند و بهش خیانت می کنند؟" چه جوابی برایش دارید؟ اگر کسی بپرسد:" نظام چه کرده است که موسسان و ایدئولوگهایش علیه آن به پا خاسته اند؟" چه پاسخی می توانید بدهید؟ گو اینکه تمام این داستانها ادعای عده کمی است که بخاطر روبرگرداندن مردم از آنها ترسیده اند و می خواهند با داستانهای هیجان انگیز مردم را به خود علاقه مند کنند وگرنه نه هاشمی به نظام خیانت کرده، نه خاتمی، نه موسوی و نه حجاریان. اگر فردا هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی را به دادگاه آوردید و از آنها اعتراف گرفتید می دانید معنایش چیست؟ این بابا 8 سال رئیس جمهور بوده، فرمانده جنگ بوده، دو خروار تایید و تمجید از بنیانگذار جمهوری اسلامی و آیت الله خامنه ای به شکل سخنرانی و مکتوب دارد، بیست سال است که رئیس مجمع تشخیص است، رئیس خبرگان است، نماینده و رئیس مجلس بوده. تاثیرش و شرایطش تو این نظام طوری است که می تواند ادعای سند منگوله دار بکند. چه اتهامی می خواهید به او ببندید؟ یعنی او ضد انقلابی که خودش همه کاره آن بوده راه افتاده؟ آنهایی که اعترافات اخیر را راه می اندازند و در پی ایجاد زمینه برای برخورد های شدیدتر با هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی هستند قدرت پیش بینی تبعات این نمایش ها را ندارند و نمی دانند که پرسشهای بسیاری برای مردم پیش می آید که اعترافات را بی اعتبار می کند. اگر قدرت پیش بینی داشتند حتما راه دیگری را انتخاب می کردند.

3- سال 82 با دکتر جلیلیان رئیس(یا دبیر) انجمن روانپزشکان ایران گپی زده بودم. برای یک پروژه خصوصی. آن موقع کارشناس خبری یک شرکت خصوصی اطلاع رسانی بودم که پروژه های اطلاع رسانی را کنترات می کرد و من هم برنامه ریزی خبری آن شرکت را برعهده داشتم. دکتر جلیلیان در آن گپ - که برای باز شدن ذهن خودم نسبت به موضوع پروژه زدم- می گفت که امروز تقریبا باید مکانی مثل تیمارستان را منسوخ کرد چون حرفه روانپزشکی در دارو درمانی آنقدر پیشرفته شده که به وسیله داروهای مختلف با ترکیبات متعدد می شود با روان انسان هر کاری کرد و هر تاثیری روی روان انسان گذاشت. او مثال هایی هم برای من زد که بگذریم.

4- چه اعترافات نازی این مخملی ها کرده اند که تلویزیون آن را با سانسور پخش می کند. اگر قرار است مخملی ها ضایع بشوند خب همه را پخش کن. نکند چیزهای دیگری گفته اند یا بر سر قاضی و دادستان فریاد کشیده اند که نمی خواهید پخش کنید. همانطوری که دادگاه گلسرخی را دو سه سال پیش چپ و راست پخش می کردید این را هم بدون سانسور پخش کنید. بابا تو به آن چیزی هم که خودت سرهم بندی می کنی اعتقاد نداری؟ دستپخت خودت را هم نمی خوری؟ چطور توقع داری دیگران بخورند؟

5- حالا که تلویزیون برنامه درستی ندارد که پخش کند و ضمنا رضا عطاران هم امسال برای ماه رمضان سریال طنز نساخته، لااقل تلویزیون بیاید و فیلم اعترافات را به شکل سریال هر شب پخش کند تا ما ملت پس از افطار کمی بخندیم.

سه‌شنبه ۲۵ اوت ۲۰۰۹

عکس/ افتخار در کوچه و خیابان ریخته کسی نیست جمع کند

این هم یکی از هزاران دستاورد افتخار آمیز کشور که باید دید و لذت برد. البت بهتر است انسان معتاد باشد و روز روشن جلو چشم مردم چرت بزند تا اینکه سالم باشد و فهمیده باشد و اعتراض کند و به کهریزک برود و درست وقتی که می خواهد به زندان رفتن و حبس و دستگیریش آنهم با اتهام سیاسی افتخار کند چیزی مثل تجاوز از نوع عنف نصیبش شود. یحتمل این آقا معتاده هم از وقتی فهمیده تو کهریزک بجای بازپروری تجاوز پروری می شود ترجیح داده کنار خیابان بیفتد و به آنجا نرود. عکاس این عکسها خودم هستم با دوربین موبایل 2 مگاپیکسلی سونی اریکسون دبلیو 800 آی.

دوشنبه ۲۴ اوت ۲۰۰۹

عکس/ یادی از روزهای توقیف روزنامه ایران

روزنامه ایران در سال 85 به مدت 5 ماه از دوم خرداد تا دوم آبان توقیف شد با بهانه ای بنی اسرائیلی یعنی کاریکاتور سوسک و با این هدف که دولت نهم کلکی سوار کند تا آدمهای سر سپرده خودش را بر این روزنامه حاکم کند. در روزهایی که توقیف بودیم سربازان وظیفه ناجا از روزنامه مثلا محافظت می کردند که آذریها به روزنامه حمله نکنند. آذریهای نجیب هم که اصلا دنبال این حرفها نبودند و به نامشان گروههای فشار تا زمانی که مدیریت روزنامه دست خودشان نیفتاد هی تو شهرهای آذری آشوب کردند. تاریخ این عکس خیلی گذشته اما من تازه به بلاگسپات آمده ام و قبلا که تو بلاگفا می نوشتم عکس کاری بلد نبودم. حالا که امکانات بلاگسپات عکس گذاری را راحت می کند من از هول حلیم تو دیگ می افتم. تورو خدا خرده نگیرید.

شنبه ۲۲ اوت ۲۰۰۹

من از بلاگفا به بلاگسپات آمدم

وبلاگ پرطرفدار و موفقی داشتم به نام "خرچنگ قورباغه". http://jahannamdarre.blogfa.com تو بلاگفا. از خرداد 86 تو اون می نوشتم. دوستان زیادی پیدا کردم و دشمنان زیادی. ابلهی پشت سرم گفته: "وقتی مطالب وبلاگ خرچنگ قورباغه را می خوانم احساس می کنم دلم می خواهد خودکشی کنم از بس سیاه نمایی می کند." او حقیقت نویسی در باره مسائل جامعه را سیاه نمایی می داند. بلاگفا وبلاگ مرا فروخت و پسوردم را فروخت و ... در نتیجه این خیانت بلاگفا "خرچنگ قورباغه" دیگر نیست چون آن را پراندند. تو بلاگفا امنیت واحساس امنیت نداشتم و به همین دلیل با پیشنهاد دوست خوبم محمد به گوگل آمدم. وبلاگ دیگری در بلاگفا دارم به نام کافه سکوت که دیگر در آن نخواهم نوشت. امیدوارم بلاگفا آن را نفروشد...
ظاهرا بلاگفا "کافه سکوت" http://kafesokut.blogfa.com مرا هم فروخت. آن را هم حذف کرد.