یکی از بدیهای من این است که هر حرف و ادعایی را -در باره هر موضوعی که باشد- زود قبول نمی کنم. حتما باید در باره حرفها و ادعاها اول خوب فکر کنم و شد و نشد ادعا را بسنجم و بعد با شناختی که از گوینده دارم کنار هم بگذارم و قضاوت کنم. یک ماه پیش ایمیلی برایم آمد که در آن چگونگی شنود از راه موبایل شرح داده شده بود. در آن ایمیل حتی ادعا شده بود که اگر موبایل شما خاموش هم باشد، با استفاده از سیستمهای پیشرفته جاسوسی که شرکت نوکیا و چینی های عزیز به ایران فروخته اند، می توانند بلندگوی موبایل را فعال کنند و بلندگو به میکروفون تبدیل می شود و صدای اطراف را منتقل می کند به کسی که قصد شنود دارد. جذابیت این ادعا در مرحله اول باعث می شود بلافاصله آن را پذیرفت اما من وقتی درباره آن خوب فکر کردم برایم سوالاتی ایجاد شد که چون جوابی برایش پیدا نکردم به نظرم رسید بعید است از این طریق بشود شنود کرد. مهمترین سوالم این است: بلندگو با برق باتری کار می کند. درحالتی که موبایل خاموش است بلندگو برای انتقال صدای اطراف یا همان شنود از چه برقی استفاده می کند؟ اگر از برق باتری استفاده می کند آیا مدارهای بورد گوشی هم فعال می شود؟ یعنی گوشی روشن می شود؟ اگر اینطور باشد به محض اینکه عملیات شنود فعال می شود با روشن شدن خودبخود گوشی می توان فهمید. اگر گوشی بر اثر عملیات شنود روشن نمی شود آیا به معنای این است که بلندگو مستقلا به باتری وصل است و یک سیستم مستقل ارسال امواج هم دارد ؟ این سوال شک مرا نسبت به برخی از خبرهای هیجان انگیز برانگیخته. شاید هم درست باشد اما به تحقیق نیاز دارد. دیروز در یکی از سایتهای فعال خبری هم این خبر ( http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=82603)را خواندم که بدون تحقیق از چارتا مهندس آن را منتشر کرده بود. گاهی انسان خبری را فورا می پذیرد چون در خبیث و خیلی نامرد دانستن دشمن یا مخالف کمترین شکی ندارد و هرچه درباره خباثت آن گفته شود بی قاعده و بی تامل می پذیرد. گاهی کمبود اطلاعات باعث می شود هر ادعایی را در باره خباثت دشمن بپذیریم و در هر صورت با دست خود، قدرت دشمن را بیش از آنچه هست برای خودمان بسازیم و بیش از آنچه باید، از آن بترسیم. برای مخالفان و دشمنان چه چیزی بهتر از این است که در باره قدرتش غلو شود و مردم هم بی چون و چرا بپذیرند و از آن بترسند؟ البت از رسانه ها انتظاری بیش از این می رود. رسانه ها امکان حقوقی تحقیق در باره درستی و نادرستی چنین خبرهایی را دارند و بهتر است پیش از انتشار هرچه در سایتها می بینند ابتدا تحقیق کنند. شاید هم رقبای اقتصادی از این روش برای محدود کردن رقیب و با هدف از چشم مشتری انداختن او چنین خبرهایی را منتشر می کنند. اگر این خبر درست نباشد یعنی شنود از راه بلندگوی موبایل خاموش ناممکن باشد، البت احتمالات برای کشف اهداف انتشار چنین اخباری زیاد است. یکی از اهداف می تواند این باشد که مردم از حرف
زدن درباره مسائل سیاسی یا اظهارنظر پشت سر مدیران و مخصوصا انتشار اخبار به یکدیگر بترسند و دست بکشند با این ترس که بلندگوی گوشی آنها وسیله شنود است. پدری را می شناسم که استاد دانشگاه است و پسرش وقتی خردسال بود خیلی شیطونی می کرد. روزی پسر از پدر پرسیده بود که پدرجان! الاغ چرا الاغ شده و انسان نشده؟ پدر فرصت را غنیمت دانسته بود و گفته بود که الاغ اولش انسان بوده اما چون کار بد کرده و حرف پدرش را گوش نکرده تبدیل به الاغ شده. این داستان حکایت نیست بلکه واقعی است. پسرکه بدون چون و چرا حرف پدر را باور کرده بود پرسیده بود که حالا اگر پسری حرف پدرش را گوش نکرد و الاغ شد راه برگشتنش چیست؟ پدر گفته بود که اگر پدرش او را کتک بزند دوباره انسان می شود. از آن پس، هربار پسر کار بدی می کرد یا حرف پدرش را گوش نمی کرد بلافاصله از ترس الاغ شدن با گریه واصرار از پدرش تقاضا می کرد او را کتک بزند که الاغ نشود و اگر فرد غریبه ای در آنجا بود با دیدن این صحنه، خیلی تعجب می کرد که این چه داستانی است.پسر آن استاد دانشگاه همیشه یک پلیس و وجدان بیدار داشت که اگر کار بدی کند الاغ می شود و همین باعث شد پسر سربه راهی شود.
زدن درباره مسائل سیاسی یا اظهارنظر پشت سر مدیران و مخصوصا انتشار اخبار به یکدیگر بترسند و دست بکشند با این ترس که بلندگوی گوشی آنها وسیله شنود است. پدری را می شناسم که استاد دانشگاه است و پسرش وقتی خردسال بود خیلی شیطونی می کرد. روزی پسر از پدر پرسیده بود که پدرجان! الاغ چرا الاغ شده و انسان نشده؟ پدر فرصت را غنیمت دانسته بود و گفته بود که الاغ اولش انسان بوده اما چون کار بد کرده و حرف پدرش را گوش نکرده تبدیل به الاغ شده. این داستان حکایت نیست بلکه واقعی است. پسرکه بدون چون و چرا حرف پدر را باور کرده بود پرسیده بود که حالا اگر پسری حرف پدرش را گوش نکرد و الاغ شد راه برگشتنش چیست؟ پدر گفته بود که اگر پدرش او را کتک بزند دوباره انسان می شود. از آن پس، هربار پسر کار بدی می کرد یا حرف پدرش را گوش نمی کرد بلافاصله از ترس الاغ شدن با گریه واصرار از پدرش تقاضا می کرد او را کتک بزند که الاغ نشود و اگر فرد غریبه ای در آنجا بود با دیدن این صحنه، خیلی تعجب می کرد که این چه داستانی است.پسر آن استاد دانشگاه همیشه یک پلیس و وجدان بیدار داشت که اگر کار بدی کند الاغ می شود و همین باعث شد پسر سربه راهی شود.